تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

در رویکرد آنکتاد به صنایع خلاق ، “خلاقیت” را به‌عنوان فصل الخطاب در نظر می‌گیرد

سازمان صنعت و معدن تهران: صنایع خلاق به‌عنوان صنایعی که خلاقیت علمی، هنری، اقتصادی، و فناورانه را توأمان در بر می‌گیرد و از جایگاه ویژه‌ای در اقتصاد کشورها برخوردارند شناخته شده هستند. تا حدود بیست سال پیش، مفاهیم صنایع خلاق و اقتصاد خلاق وجود نداشتند، اما امروزه به‌عنوان بخش پویا، مهم و در حال رشد اقتصاد جهانی به شمار می‌‌‌‌آیند. به دلیل پیشرفت فناوری و اینترنت، روش‌های خلاقانه‌‏ای برای تولید، توزیع و مصرف کالاها به وجود آمده است که به‌عنوان پیشران‌‏های مهم اقتصاد خلاق به شمار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آیند. با این حال، رشد و توسعه صنایع خلاق مستلزم وجود سرمایه، مهارت‌های کارآفرینی، زیرساخت‌های لازم و همچنین قوانین مالکیت فکری مخصوصاً حق کپی‌رایت است.

طی سال‌های اخیر طبقه‌بندی‌های مختلفی ارائه شده است که با استفاده از آن‌ها می‌توانیم به درکی نظام‌مند از ویژگی‌های ساختاری صنایع خلاق دست‌یافته و نظا‌م‌های طبقه‌بندی مختلفی را که در حوزه اقتصاد خلاق استفاده می‌شود را واکای نموده و از آن‌ها استفاده نماییم. طبقه‌بندی وزارت فرهنگ انگلیس، چارچوب سنگاپور، مدل سمبلیک، چارچوب دایره‌های هم‌مرکز، و چارچوب کپی‌رایت سازمان جهانی مالکیت معنوی، و همچنین طبقه‌بندی آنکتاد و یونسکو از مهم‌ترین چارچوب و طبقه‌بندی‌هایی هستند که تاکنون در رابطه با صنایع خلاق ارائه شده است. در ادامه به بررسی این چارچوب‌ها می‌پردازیم.

چارچوب کپی‌رایت سازمان جهانی مالکیت معنوی

شاید یکی از جالب‌ترین طبقه‌بندی‌های ارائه شده، چارچوبی باشد که توسط سازمان حقوق مالکیت معنوی(WIPO)، تنظیم شده است، که مبتنی بر کپی‌رایت است و صنایع خلاق را در سه دسته طبقه‌بندی می‌کند: صنایع محوری، همبسته و صنایعی که وابستگی نسبی به حقوق مالکیت دارند. این چارچوب شامل همه صنایعی می‏‌شود که با خلاقیت و فعالیت تولیدی، توزیع و مصرف کارهای مبتنی بر کپی‌رایت سروکار دارند.

چنین طرح‌‏هایی به دولت‏‌ها کمک می‌کنند تا از ارزش این صنایع خلاق اطلاعات جامع‌تری را به دست آورند. ازاین‌رو تمرکز این چارچوب بر مالکیت معنوی به‌عنوان مظهر خلاقیتی است که در ساخت کالاها و یا خدمات مشمول کپی‌رایت تجلی می‌کند. این مدل همچنین بیان‌کننده این موضوع است که بین صنایعی که عملاً مالکیت معنوی ایجاد می‌کنند و آن‌هایی که برای انتقال کالاها و خدمات فرهنگی به مصرف‌کننده ضروری‌اند، تفاوت وجود دارد (اندیشکده صنعت و فناوری, ۱۳۸۷).

جدول ۱: چارچوب کپی‌رایت صنایع خلاق
صنایع خلاق

طبقه‌بندی آنکتاد از صنایع خلاق

یازدهمین کنفرانس آنکتاد که در سال ۲۰۰۴ در سطح وزیرانی از کشورهای عضو برپا شد، نقطه عطف بسیار مهمی در پذیرش مفهوم “صنایع خلاق” بود. در این کنفرانس عنوان “صنایع خلاق ” بر پیشانی جلسه‌ی اقتصاد بین‌المللی و توسعه نشست، تا اعضای جلسه از رهنمودهایی که توسط یک هیئت کارشناسی عالی‌رتبه در زمینه‌ی صنایع خلاق و توسعه پیشنهاد می‌شد، الهام بگیرند (آنکتاد، ۲۰۰۸).

آنکتاد تعریف خود از صنایع خلاق را به شرح زیر ارائه نموده است.

صنایع خلاق صنایعی هستند که:

blueچرخه‌هایی از خلق، تولید و توزیع کالاها و خدمات‌اند که خلاقیت و سرمایه‌ی فکری را به‌عنوان ماده خام به کار می‌گیرند.
blueمتشکل از مجموعه‌ای از فعالیت‌های دانش‌بنیان، متمرکز بر هنر اما نه محدود به آن است که پتانسیل درآمدزایی از دادوستد و حقوق مالکیت معنوی دارند.
blueشامل محصولات مادی و ملموس و غیرمادی و معنوی، یا خدمات هنری با محتوای خلاق، ارزش اقتصادی و هدف‌های بازاری هستند.
blueدر تقاطع میان صنعت‌گر، خدمات و بخش‌های صنعتی قرار دارند، و در تجارت جهانی یک بخش پویای جدید به وجود می‌آورند.

در رویکرد آنکتاد به صنایع خلاق، که “خلاقیت” را به‌عنوان فصل الخطاب در نظر می‌گیرد، هر نوع فعالیتی که دارای یک مؤلفه هنری قوی باشد تا “هر نوع فعالیت اقتصادی که فرآورده‌های سمبلیک تولید می‌کند و وابستگی شدیدی به مقوله‌ی مالکیت معنوی دارد و برای یک بازار تا حد امکان بزرگ انجام می‌شود” در گستره‌ی صنایع خلاق جای می‌گیرند(آنکتاد، ۲۰۰۸).

آنکتاد بین فعالیت‌های بالادستی(فعالیت‌‏های فرهنگی سنتی مانند هنرهای نمایشی یا هنرهای تجسمی)، و فعالیت‌‏های پایین‌دستی( بسیار نزدیک به بازار، مانند تبلیغات، نشر یا فعالیت‌های مرتبط با رسانه‌ها) تفاوت قائل می‌شود و بر این باور است که فعالیت‌های پایین‌دستی، ارزش تجاری‌شان را از هزینه‌های پایین بازتولید و انتقال آسان این هزینه‏‌ها به سایر حوزه‌های اقتصادی به دست می‌آورند، به‌عنوان مثال، درحالی‌که فعالیتی مانند تئاتر مجبور است هزینه‌هایش را از خودش تأمین کند، تبلیغات و یا رسانه‌ها می‌توانند هزینه‌هایشان را از سایر حوزه‌های اقتصادی بگیرند، از این دیدگاه، صنایع فرهنگی زیرمجموعه‌ای از صنایع خلاق به شمار می‌آیند. صنایع خلاق فعل و انفعالات بخش‌های فرعی مختلف خود را نیز در بر می‌گیرد و با این حساب، گستره‌ی وسیعی دارد گستره‌ی این بخش‌ها با فعالیت‌هایی که ریشه در دانش سنتی و میراث فرهنگی دارند (مانند هنرها، صنایع دستی و فستیوال‌های فرهنگی) شروع می‌شود و به فعالیت‌های فناوری محورتر و خدمات محورتر (مانند فعالیت‌های سمعی و بصری و رسانه‌های جدید) پایان می‌یابد. طبقه‌بندی آنکتاد از صنایع خلاق، ۴ گروه بزرگ را در بر می‏‌گیرد:میراث فرهنگی، هنرها، رسانه‏‌ها، و آفرینش کارکردی.

این گروه‏‌ها همان‌طور که در شکل نیز ملاحظه می‌‏شود به ۹ زیرگروه تقسیم می‌‏شوند. آنچه این طبقه‌بندی را ارزشمند می‌کند این است که اغلب کشورها و نهادها دارای صنایعی هستند که با عنوان “صنایع خلاق” شناخته می‌شوند، اما تنها چندتایی از آن‏ها همت کرده، و این صنایع را به حوزه‏‌ها، گروه‌‏ها و بخش‌های فرعی طبقه‌بندی نموده‌اند؛ درحالی‌که این شاخه‌بندی فهم تعامل‌های عرضی بین شاخه‌های گوناگون صنایع خلاق و همچنین درک “تصویر بزرگ” آن‏‌ها را آسان خواهد کرد. این طبقه‌بندی برای ایجاد ارتباط منطقی در تحلیل‌های کمی و کیفی نیز می‌تواند مفید باشد.

صنایع خلاق
شکل ۱: طبقه‌بندی آنکتاد از صنایع خلاق. منبع:( آنکتاد،۲۰۰۸)

تعریف و طبقه‌بندی یونسکو

یونسکو صنایع خلاق و فرهنگی را به‌عنوان فعالیتی تعریف می‌کند که “اصولاً هدف آن‏ها تولید، یا بازتولید، ترویج، توزیع و یا تجاری‌سازی کالاها، خدمات و فعالیت‌های فرهنگی، هنری یا فعالیت‌هایی است که ماهیتاً مرتبط با میراث فرهنگی هستند” طبقه‌بندی یونسکو از صنایع خلاق می‌تواند در جدول شماره(۲)، نشان داده شده است.

جدول ۲: طبقه‌بندی یونسکو از صنایع خلاق
صنایع خلاق

طبقه‌بندی وزارت فرهنگ انگلیس(DCMS)

این طبقه‌بندی از جنبش سال‌های آخر دهه ۱۹۹۰ در انگلستان نشات می‌گیرد. هدف از این جنبش آن بود که اقتصاد بریتانیا دوباره موقعیت خود را به‌عنوان یک اقتصاد مبتنی بر خلاقیت و نوآوری در فضای رقابت جهانی باز یابد. از نظر وزارت فرهنگ انگلیس، “صنایع خلاق” به صنایعی گفته می‌شود که نیازمند خلاقیت، مهارت و استعداد است، و پتانسیل بالایی برای تولید ثروت و شغل از طریق بهره‌برداری از مالکیت معنوی دارد، تعریف می‌شود. تصمیم بریتانیا برای تولید سند راهنمای صنایع خلاق در ۱۹۹۸ به‌عنوان الگوی راه بسیاری از کشورها به منظور تعریف حوزه و دامنه صنایع خلاق قرار گرفت (اندیشکده صنعت و فناوری, ۱۳۸۷). تعریف و طبقه‌بندی مشاغلی که صنایع خلاق در بر می‏‌گیرد توسط وزارت فرهنگ انگلیس، به زودی توجه بسیاری از کشورهایی چون هنگ‌کنگ، سنگاپور، تایوان، کره و چین را به خود جلب کرد و همه این کشورها سنجه‌‏هایی را به منظور تحلیل صنایع خلاق خود توسعه دادند (این سنجه‏‌ها مبانی خود را از مدل بریتانیایی اتخاذ کرده بودند). در بسیاری از موارد، مدل‏‌های ابداع شده به منظور پاسخ به نیازهای محلی تدوین می‌شدند. استرالیا، نیوزلند و اسکاندیناوی مفهوم صنایع خلاق را متناسب با نیازمندی‏‌های خود تعریف کرده‌اند که برخی اوقات از مفهوم ابتدایی خود در رویکرد بریتانیا به طور قابل توجهی متفاوت است. برای مثال سوئد از مفهوم “اقتصاد مبتنی بر تجربه” سخن گفته است که در عین حال که مفهوم صنایع خلاق را در برمی‌گیرد، صنایعی چون کسب‌وکارهای مبتنی بر رستوران و هتلداری را نیز در خود جای داده است. در هندوستان تعریف شامل محصولات و خدمات مربوط به سبک زندگی مانند تمرین یوگا نیز می‌‏شود (Garnham, 2005).

چارچوب سنگاپور

سنگاپور اقدام به تهیه چارچوبی کرده است که صنایع همگن را در دسته‏‌های یکسان جای‌گذاری می‏‌کند. صنعت خلاق سنگاپور در سه گروه( دسته) عمده قرار گرفته است که عبارت‌اند از: فرهنگ و هنر، طراحی و رسانه (Yue, 2006)

جدول ۳: چارچوب طبقه‌بندی سنگاپور از صنایع خلاق
صنایع خلاق

چارچوب متون سمبلیک

این چارچوب نوعی رویکرد به صنایع فرهنگی است که از سنت مطالعات انتقادی فرهنگی آن‌گونه که در اروپا و به‌ویژه در انگلستان رایج است، پدید می‌آید، این رویکرد، هنر “برتر” یا “جدی” را به‌عنوان بستر کار فرهنگی و سیاسی در نظر می‌گیرد، و ازاین‌رو، توجه خود را بر فرهنگ عامه متمرکز می‌کند. در این مدل فرآیندهایی که فرهنگ یک جامعه توسط آن شکل می‌گیرد و منتقل می‌شود، به تولید صنعتی، انتشار و مصرف متون یا پیام‌های سمبلیک نسبت داده می‌شود؛ متون و پیام‌هایی که توسط رسانه‌های مختلف مثل سینما، رادیو و تلویزیون و مطبوعات و کتاب انتقال می‌یابد (اندیشکده صنعت و فناوری, ۱۳۸۷) به بیان ساده، صنایع فرهنگی به مثابه صنایعی دیده می‌شوند که با تولید و انتشار متون و پیام‌‏های مختلف مورد مصرف جامعه، فرهنگ جامعه را شکل می‏‌بخشند.

چارچوب دایره‏‌های هم‌مرکز

این چارچوب مبتنی بر این اندیشه است که آنچه به صنایع خلاق تمایز می‌بخشد، ارزش فرهنگی نهفته در آن‏ها است. ازاین‌رو، هر چه محتوای فرهنگی یک کالا یا خدمت بیش‏تر باشد، انتساب آن به صنایع خلاق و فرهنگی شدیدتر می‌شود. این مدل تأکید می‌کند که ایده‌های خلاق در بطن هنرهای خلاق به شکل صدا، متن و تصویر پدید می‌آیند؛ سپس این ایده‌ها و تأثیرهایشان از طریق یک سری لایه‌ها یا “دایره‌های هم مرکز” به بیرون سرایت می‌کنند، در حالی که هر چه از مرکز این دایره‏‌ها به سمت بیرون پیش می‌رویم، نسبت محتوای فرهنگی به تجاری ایده‌ها کاهش می‌یابد. این مدل مبنای طبقه‌بندی “صنایع خلاق” در اروپا بوده و در مطالعه‌ای که اخیراً برای کمیسیون صنایع اتحادیه‌ی اروپا انجام شده، به کار رفته است (اندیشکده صنعت و فناوری, ۱۳۸۷)

جمع‌ بندی

چارچوب درست یا غلط از صنایع خلاق وجود ندارد؛ تفاوت در روش‌های تفسیرِ ویژگی‌های ساختاری “تولید خلاق” است. ازاین‌رو جذابیت چارچوب‌های مختلف ممکن است بسته به هدف تحلیل متفاوت باشد. به بیان دیگر، هر یک از چارچوب‌های مذکور در جای خود می‌توانند درست، مفید، و جذاب باشند. و هر نوع برخورد سلبی با آن‏ها می‌تواند اتلاف وقت باشد. در ایران چارچوبی مانند مثال‌های ارائه شده برای صنایع خلاق تعریف نشده است و از طرفی کشور ایران با توجه پیشینه تاریخی و فرهنگی نیازمند این نوع نگاه است. از دیدگاه نیازهای آماری و سیاست‌گذاری در هر کشور، یک مجموعه از تعاریف استاندارد شده و یک نظام طبقه‌بندی مناسب به‌عنوان مبنایی برای طراحی یک چارچوب کاری قابل قبول لازم است تا جایگاه صنایع خلاق در نظام کلان طبقه‌بندی صنعتی کشور مشخص گردد.